|
|
|
|
|
سروان احمدي ميگويد: چي شد كه بهش پول دادي؟ ساناز بغضش را خورد و گفت: من حدود پنج ميليون تومان پسانداز داشتم، پولهايي كه بابا به من داده بود و همچنين مبلغي كه از تدريس خصوصي به دست آورده بودم. آرش به من گفت: براي رفتن به آلمان و گرفتن ويزا حدود 15 ميليون تومان پول لازم است كه او در حال حاضر ده ميليون تومان دارد. من هم هر چه پسانداز داشتم به آرش دادم به اين باور كه پس از ازدواج هر چه زودتر به آلمان برويم و تعجب فاميل را برانگيزيم. سروان پرسيد: چه زماني متوجه شدي كه نميخواهد پول شما را بدهد؟ و ساناز گفت: دو هفته از آن ماجرا گذشته بود كه پيگير كارها شدم. آرش گفت: براي گرفتن ويزا به دردسر خورده و منتظر است تا ويزا را بگيرد و بيايد خواستگاري... - تو اين مدت رابطهاي هم داشتي؟ نه فقط تو خيابان همديگر را ميديديم، اغلب به كافيشاپ يا رستوران ميرفتيم. پس از چند روز، هر بار كه از او ميپرسيدم چرا به خواستگاري نميآيي، بهانه ميآورد و ميگفت: به پدر و مادرت چيزي نگو، ميخواهم سورپرايزشان كنم... كمكم حدس زدم كه او اصلا قصد ازدواج با من را ندارد، كارمان حتي به بحث و جدل لفظي هم كشيد، او با روزهاي اولش خيلي فرق كرده بود. به زور ميتوانستم باور كنم كه اين آرش، همان آرش مهربان و مودب است، تا اينكه يك روز به من گفت: ويزا درست نشده و تمامي پولها هم به باد رفته است. نميتوانستم باور كنم، به آرش گفتم: اگر پولهايم را پس ندهد از او شكايت ميكنم و او هم به من گفت: كلي عكس از من گرفته و اگر بخواهم شكايت كنم، توسط دوستانش آبروي مرا در دانشگاه و محلهمان ميبرد. ترسيده بودم. از يك طرف رو نداشتم موضوع را به پدر و مادرم بگويم و از طرف ديگر جرات نميكردم ماجرا را تنهايي به پليس بگويم... ساناز دوباره زد زير گريه، بلندبلند گفت: من به پليس نگفته بودم، اما يك روز كه قصد داشتم به كلانتري بروم آرش تهديد كرد كه اگر اين كار را انجام دهم با دوستانش مرا اذيت ميكنند و ماشينم را آتش ميزنند. درست پنج روز پيش... آن روز خودروام را نياورده بودم. سر ظهر وقتي از دانشگاه آمدم، سوار يك پيكان شدم و جلوتر هم چند نفر ديگر سوار شدند و بعد هم با سوار شدن آرش شوكه شدم و پي به نقشه شومشان بردم. آنها دهان مرا گرفتند و به ساختمان متروكهاي بردند. هر چه قدر مقاومت كردم فايدهاي نداشت، ميبينيد كه سرو و صورتم را به اين روز انداختهاند... سروان احمدي ميگويد: اين شماره همراه كه اعتباري است، شماره ماشينش هم جعلي بوده. به نشانياش هم مراجعه كرديم ولي بيفايده بود، سرنخ ديگري از او نداريد؟ سه ماه و نيم بعد ماموران پليس آگاهي بدون سرنخ «مسعود.م» ملقب به آرش كه انواع بزهكاريها در پروندهاش بود را دستگير كردند و همدستان او نيز به دام افتادند، گرچه در اين مدت انرژي فراواني از ماموران گرفته شد تا مجرمان دستگير شوند، اما بغض ساناز هنوز گلويش را آزار ميداد... مقابله با آسيب خاموش روابط خياباني براي دختران و پسران به يك اندازه عواقب ناخوشايندي در پي دارد و اكنون موضوع پروندههاي متعددي است كه در پليس آگاهي پيگيري ميشوند اما آسيبهاي ايجاد شده بر اثر روابط خياباني بيشتر متوجه بانوان است، چون خانمهاي آسيبديده سرمايهاي را از دست ميدهند كه شايد تا آخر عمر سايه آن بر سرشان سنگيني كند. بيشتر قربانيان معترض بانواني هستند كه به دوستيهاي خياباني، اغلب تحت پوشش دوستيهاي قبل از ازدواج تن ميدهند. پيگيري پروندههاي روابط خياباني معمولا با دشواريهايي رو به روست. دو عامل مهم باعث ميشود كه اين جرم تداوم يابد يا به عبارتي پيگيريهاي پليسي را با هزينه و وقت زياد همراه كند. به گفته رييس اداره اجتماعي پليس آگاهي، سرهنگ «قاسمي» عامل اول به رفتار غلط يا در اصطلاح «پرخطر» بزه ديدگان مربوط ميشود. معمولا بانوان آسيبديده كه متاسفانه اغلب آنها دوشيزه نيز هستند به دور از چشم خانواده اقدام به برقراري روابط خياباني ميكنند و مجرمان با عنايت به اين نكته، خود را مستلزم نميبينند كه مشخصات نشاني واقعيشان را اعلام كنند. سرهنگ عبدا... قاسمي عامل دوم در تداوم اين جرم را ماهيت آن ميداند. به عبارت ديگر، چون در فرهنگ ما شخص بزهديده آبروي خود را در خطر ميبيند و سعي ميكند تا حد ممكن آن را پوشيده نگه دارد، معمولا به پليس يا مراجع قضايي مراجعه نميكند. حتي چنين فردي شايد ماجرا را براي نزديكان و والدين خود نيز بازگو نكند. اين عامل نيز به خودي خود مجرمان را در انجام جرايم بعدي جسورتر ميكند. در صورتي كه آسيبديدگان بايد سريع به پليس اطلاع دهند. سرهنگ قاسمي توجه والدين را به اين گونه مسائل بسيار حائز اهميت ميداند. او ميگويد: در اين پروندهها پليس زن مسئول رسيدگي است و بانوان به راحتي ميتوانند شرح ماوقع را با اين ماموران در ميان بگذارند. از سوي ديگر، پروندههاي مفتوحه در زمينه تعرض، خصوصي تلقي ميشود و مفاد و مشخصات آن از پليس آگاهي به بيرون درج نميكند. دوستي به بهانه شناخت متخصصان علوم اجتماعي معتقدند كه بخش اعظمي از بزهكاريهاي اجتماعي، به ويژه ارتباطات خياباني كه اغلب منجر به جرم، بزهكاري، كلاهبرداري و... ميشود، ناشي از نبود آموزشهاي لازم از سوي رسانهها و بهخصوص والدين است. دكتر «محمد رسولي آزاد»، مدرس دانشگاه و آسيبشناس اجتماعي، اعتقاد دارد كه در جامعه ما به دليل سنتي بودن، هميشه والدين از اينكه درباره مسائل خصوصي كه معمولا جنبه خصوصي هم ندارند و به سرنوشت فرزندانشان گره خورده... به نوعي واهمه داشتهاند و رسانهها كه در راس آنها صدا و سيما تاثيرگذارترين است به سمت آموزش مستقيم و بيپرده نرفتهاند. رسولي اين پرسش را مطرح ميكند كه چهطور ممكن است جواني بيست يا حتي 25 ساله كه در رسانه و در خانه درباره اين مسائل با او صحبت نشده، آنقدر تجربه داشته باشد يا مراقب برخورد افراد ناشناس يا دوستيهاي خياباني باشد كه بتواند جوانب امر را در نظر بگيرد. حال بد نيست به اين نكات هم در مورد دوستيهاي خياباني توجه كنيد: قاسمي ميگويد: بخش تاريك و تاسفبار ماجرا در مورد اينگونه پروندهها اين است كه معمولا مجرمان ردپايي از خود به جا نميگذارند و تمامي مشخصاتشان ساختگي است و اغلب اين دوستيها به بهانه شناخت قبل از ازدواج صورت ميگيرد. خيلي از جوانان ميگويند: ميخواهيم خودمان با چشمان باز دست به انتخاب بزنيم و شريك زندگيمان را انتخاب كنيم. در اين ميان براي عدهاي ازدواج، رهايي از امر و نهيهاي دست و پاگير خانواده است و در نهايت تحقق ازدواج يعني پايان دادن به مهمترين دغدغهشان... پس چشم بسته به دوستيهاي خياباني رو ميآورند تا در نهايت ازدواج كنند. با توجه به شرايط اجتماعي كه بسياري از پسران توان تشكيل خانواده از طريق ازدواج ندارند، در جهت برطرف كردن نيازهاي جنسي و عاطفي خود از طريق دوستي برميآيند؛ دوستي كه اغلب با وعدههاي فريبنده و دروغ ازدواج همراه است، براساس آمار سال 85 از هر چهار مورد ازدواج، يكي در حالي به طلاق ختم ميشود كه زوجين نداشتن تفاهم را علت طلاق ميدانند. «جعفري» رييس مجتمع قضايي خانواده دراينباره ميگويد: ازدواجهايي اينگونه سرچشمه بسياري از آنها طي چند سال اخير از دوستي و برقراري رابطهاي ميان پسر و دختر نشات گرفته و به اصطلاح دو طرف با طرح علاقه و تفاهم بين خود تصميم به ازدواج گرفتند و در اين ميان گويا براي والدين نقشي جز مجري برگزار كننده مراسم تعريف نشده است! و اما آمار پليس آگاهي نشان ميدهد كه بيش از چهل درصد قربانيان تجاوز به عنف با نوع پوشش و رفتارشان، امكان و فرصت برقراري رابطه پنهاني را براي متجاوز فراهم كردهاند و در نهايت نيات شيطاني مجرم نيز با كشاندن قرباني به جايي دور از چشم خانواده و مكانهاي متروك به بروز فاجعه منجر ميشود و تمامي اين مسائل به خاطر دوستيهاي خياباني است كه بر اثر بياطلاعي صورت ميگيرد. دوستي با والدين سردار جعفري رييس پليس آگاهي ايران درباره جرايمي كه منشاء آن دوستيهاي خياباني است، ميگويد: خانوادهها بايد بستري فراهم كنند تا دختر خانمها به راحتي مسائل خود را با آنها در جريان بگذارند تا نيازهاي عاطفيشان برطرف شد. وي نقش خانوادهها را در آگاهي دادن به دخترها درباره عواقب سوء اينگونه دوستيها مهم خواند و گفت: خانوادهها بايد با برقراري رابطه عاطفي و دوستانه، به مسائل نوجوانان به ويژه فرزندان دختر خود توجه ويژهاي نشان دهند تا اين قشر در مقابل آسيبهاي اجتماعي ناهنجار قرار نگيرند. رييس پليس آگاهي ناجا با ابراز تاسف از بروز قتلهاي خانوادگي در كشور گفت: متاسفانه در اين مدت شاهد افزايش اين قتلها هستيم كه بايد براي آن فكري كرد اينگونه قتلها بسيار دردناك است، انتشار اين گونه اخبار به شدت بهداشت رواني جامعه را تحت تاثير قرار ميدهد و به علت ويژگي خاص اين مسئله، پليس قادر به پيشگيري از اين پديده نيست و نقش آن بيشتر در كشف و پيگيري اين موضوع است.جعفري درباره قتل زنان به دست محارم خود ميگويد: اين پديدهاي نيست كه بتوان با كار پليسي جلوي آن را گرفت بلكه نهادهاي فرهنگي و اجتماعي زيادي بايد براي اين مسئله تلاش كنند و حل اين مسئله يك عزم فرهنگي ميطلبد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 11:20 توسط 13
|
|
||